عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

105

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

زمين خورد و بلند شد و يك نفر تفنگدار آمده سر آن را بريد و بقيهء آهوها به‌طرف جرگه رفتند و آنها هم از اطراف تفنگ [ 90 ] انداخته به قدر سى چهل تفنگ چهار پاره در آن گيرودار خالى شد و به هيچ‌كس از تفصلات الهى آسيبى نرسيد و چون زمين هم پست و بلند [ بود ] و نشيب و فراز و آب‌بر زياد داشت به هيچ‌يك از آهو هم نخورد . هوا تاريك شد و از آنجا پسر مير شير سلطان شيكى را كه بلد و رهنماى جرگه بود جلو انداخته رو به منزل رفتيم و قريب دو ساعت از شب گذشته وارد گيگان شديم . شكار شانزده آهو 142 مجملا امروز دو رأس گور و شانزده آهو به قرار تفصيل خودم و همراهان شكار كرديم : گورخر خودم شكار كرده ، رأس - ايضا محمد بيگ تفنگدار ، رأس - آهو به دست خودم ، دو رأس - محمد مهدى خان ، آهو دو رأس - ميرزا خان سرهنگ ، آهو سه رأس - آقا على و آقا حسن پيشخدمت ، آهو رأس - احمد على خان پسر ميرزا خان آهو ، رأس - خانبابا آدم آقا على ، آهو دو رأس - سيد محمود جلودار با گلوله ، آهو رأس - طهماس خان افشار ، آهو رأس - محمد جلودار ، آهو رأس - حسين آقا با تازى گرفته ، دو رأس . مير شير سلطان شيكى 143 بعد از ورود محض امتحان گفتم قپان آورده و گورها را با اينكه در شكارگاه شكمهاى آنها را پاره كرده و دل و جگر و ساير آلات شكم آنها را خالى كرده بودند قپان كرده يكى چهل و يك من و ديگرى بيست و نه من بود و يكى از آنها را هم به اسمعيل و يار محمّد پسر مير شير سلطان شيكى دادند كه در « اوبه » و احشام خود برده در ميان نوكر و طايفه و كس و كار خود تقسيم كنند . آهوها را هم گفتم در ميان اهالى اردو تقسيم نموده به هركس هرچه لايق بود دادند . مير شير خودش به عشرهء هفتاد و هشتاد ، و سلطان [ 91 ] بيست نفر نوكر شيكى جمعى مرتضى قلى خان سرهنگ و جزو يكصد نفر نوكر قديم بمى و نرماشيرى است . طايفهء مير شير كه تقريبا پنجاه شصت خانوارند و در همين دنبالهء كوه جبال بارز سمت مغرب از محاذات در آهو تا مقابل ريگان در هر نقطه اوبه و سكنى دارند . فقط اينجاها قشلاق و مرتع آنهاست و ابدا ييلاق ندارند ، جز اينكه تابستانها براى حصّادى به‌طرف نرماشير و بم مىآيند و مالياتشان منحصر به سرشمار است ، و